تبليغاتX
همسفرhttp://k.domaindlx.com/ashchal/MUsic/PedramMusicMaker.MID



 پيغام مدير

زندگي فصل پر از روياست زندگي دشتي پر از غوغاست زندگي پرواز افکار نگاه ما به قهر سينه و دلهاست زندگي رفتن به اوج ديدني هاست شيوه رقص پرستو هاست زندگي روييدن گلها در تن صحراست آري زندگي زيباست(من سعید متولد1364 )

 

آرشیو

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

آبان 1386

خرداد 1386

مهر 1385

شهریور 1385

اردیبهشت 1385

فروردین 1385

اسفند 1384

دی 1384

آذر 1384

آبان 1384

مهر 1384


لینک دوستان


مرگ ، تقسیم انسان میان آسمان و زمین است

غریبانه

سارا دخترک تنها

گل شقایق

زمزمه های.....دل تنگیام

مثل هیچ کس

یاسانه

مهتاب

گناه

دنیا

اینم یه سایت واسه دانلود

فال حافظ

همه چیزبیاببین

موزیک

اینوکه همه میشناسن

بربادرفته...

Best Girl

شب برفی

روزهای صدفی

زهیر

...دل نوشته های تنهایی


نظر سنجي


لوگوی وبلاگ

  Your Logo Here


آمار وبلاگ


آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :


موسیقی



خبری:

 

         سلام:

من یه وبلاگ دررابطه با حسابداری ساختم

http://saeed64d.blogfa.com/

 



نوشته شده توسط سعید در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 20:32

لينک ثابت ||

درخواستی.

 

 

 

استرس

 

 

 


گفت آسان گير برخود کارها کز روي طبع  
                                          
سخت مي گيرد جهان برمردمان سخت کوش
                                                                                                  
استرس چيست؟


استرس واکنش جسماني ،رواني وعاطفي دربرابر يک محرک بيروني است که مي تواند

 

موجب سازگاري فرد با تغييرات شود.


سطوح استرس:


استرس کم(مثبت):فشار رواني کم در سازگاري ما نقش موثر دارد مثل استرس دانش

 

 آموزي که امتحان دارد که بازي وتفريح را بر خود منع مي کند پس استرس کم در

 

 وجود افراد به انگيزه اي براي پيشرفت تبديل مي شود.


استرس زياد(منفي): وقتي فشار رواني شديد،مداوم وطولاني باشدموجب بروز بيماري

 

مي گردددر استرس زياد بدن سه مرحله را پشت سر مي گذارد:


1- مرحله هشدار:زماني که بدن ما دربرابر يک محرک بيروني که تاکنون با آن مواجه

 

نشده قرار مي گيرد.


2- مرحله مقاومت: بدن ما با محرک يا وضعيت جديد هماهنگ مي شود.


3-مرحله فرسودگي (خستگي):انسان در مقابله با استرس هاي طولاني دچار فرسودگي

 

وخستگي مي شود ،چرا که توانايي بدن محدود است اين خستگي گاه ممکن است به

 

افسردگي وبيماري هاي مختلف ،روحي ورواني ويا حتي مرگ فرد منجر شود.

 

 

 

 


نشانه هاي استرس:


شدت ونوع علائم در افراد متفاوت است.


علايم بدني:گرفتگي يا انقباض،احساس درد،تپش قلب،پرش هاي عضلات(تيک)، دل

 

درد ودر اصطلاح فرو ريختن چيزي دردل،تعريق بدن خصوصاَ در کف دست ها،

 

مشکلات خواب.


علايم روحي ورواني:بي حوصلگي،خلق ناپايدار،ترس هاي مرضي بي مورد،زود

 

رنجي،داشتن دلشوره بي دليل،بي قراري.


نشانه هاي رفتاري: پرخاشگري،نداشتن تمرکز،جويدن ناخن،کندن مو،دندان قروچه، بي

 

توجهي به وضع ظاهر،پرخوري يا کم خوري،پرخوابي يا کم خوابي.


نشانه هاي فکري:گيجي وشلوغي ذهن،اشتباهات مکرر،بهانه جويي،ناتواني در به خاطر

 

آوردن حوادث،کم دقتي ،ضعف در تصميم گيري.

 


نمونه هايي از عوامل استرس زا:


مرگ همسر يا اعضاي خانواده،طلاق،ابتلا به بيماري صعب العلاج- از دست دادن


شغل،بارداري،تغيير شغل،مرگ يکي از اعضاي خانواده يا دوستان نزديک،تغيير

 

مدرسه در دانش آموزان،بدهکاري،اختلاف با خويشاوندان،ازدواج و...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در چه افرادي استرس تاثير منفي بيشتري مي گذارد؟


معمولاَ در افرادي که:


 _1
با واقعه اي بسيار ناگوار مواجه مي شوند.


2- نسبت به وقايع وحوادث برداشت ذهني وطرز تلقي منفي دارند.


3- وابستگي بيش از حد به خانواده وديگران دارند.


4- اعتماد به نفس کافي ندارند.


5- به جامعه وآينده خوش بين نيستند.


6- ناراحتي خود را با ديگران در ميان نمي گذارند.


7- احساس مي کنند در برابر حوادث آينده ناتوان هستند.


8- سابقه ابتلاء به بيماري هاي رواني يا جسمي را دارند.


9-از حمايت هاي اقتصادي،اجتماعي وخانوادگي مناسب بر خوردار نيستند.


10- ذهن خود را درگير مسائل روزمره مي کنند.


11- از ايمان وابعاد معنوي مناسب برخوردار نيستند.


12- در گذشته استرس بيشتري را تجربه کرده اند.


13- بطور ناگهاني وبدون زمينه قبلي با واقعه اي استرس زا مواجه مي شوند.


14- وقايع استرس زا را به صورت مداوم وطولاني تجربه مي کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 


راهکارهاي مقابله با استرس:


1- توصيه هاي ذيل را به کار گيريم:توکل به خدا،يادخدا،اعتقاد وذکر،صلوات بلند،

 

گريه در مراسم عزاداري،نماز خواندن.


2- عوامل استرس زا را شناسايي کرده واز ميان برداريم.


3- از وقايع اطراف خود اطلاعات دقيق تر کسب کنيم.


4- از سلامت روحي وجسمي خود مطمئن باشيم ودر صورت بروز مشکل به افراد

 

متخصص مراجعه کنيم.


5- در کارهاي خود برنامه ريزي داشته باشيم تا از سردر گمي ها رهايي يابيم.


6- براي رسيدن به موقع سرکار يا قرار ملاقات هاو... زودتر حرکت کنيم.


7- وقت خود را طوري تنظيم کنيم که به کارهاي مهم خود برسيم.


8- خود را از شر وسائل اضافي و به درد نخور خلاص کنيم.


9- شب ها به موقع وبه اندازه کافي بخوابيم.


10- صبح ها زود از خواب بيدار شويم.


11- عادت هاي استرس زا خود را ترک کرده يا تغيير دهيم.


12- به چشمان خود استراحت دهيم.


13- مشکلات را آنچنان که هستند بپذيريم.


14- نرمش وورزش را در برنامه روزانه خود بگنجانيم.


 -15
در محيط هاي آرام قدم بزنيم.

 


 -16
در محيط هاي سرسبز وهواي آزاد (کوه – دشت- اطراف شهر) فرياد بکشيم.


17
- با بچه ها بازي کنيم.


18-از ماساژبدن توسط ديگران استفاده کنيم.


19- از دوش آب سرد وگرم استفاده کنيم يا در وان آب گرم حمام کنيم.


20- به خاطر مسائل کوچک خود را ناراحت نکنيم.


21- اگر در مقابل حوادث کوچک توان مقابله نداريم سعي کنيم با آن ها بسازيم.


22- در وضعيت آرامي بنشينيم ،چشم هاي خود را ببنديم وانديشه خود را برروي يک

 

 لغت ،يا صدا ويا جمله اي که دوست داريم متمرکز کنيم وهر فکر ديگر را از ذهن

 

خارج کنيم.


23
- هنگام بروز استرس،به طور صحيح وعميق نفس بکشيم يعني با يک شماره هوا را

 

به ريه ها وارد کنيم تا چهار شماره هوا رادرريه ها نگه داريم وبا دو شماره هوا را از

 

 ريه ها بيرون بفرستيم.


24- غذا را با آرامش ولذت بخوريم.


25- سعي کنيم در کمک کردن به ديگران پيش قدم شويم.


26- تلاش کنيم مثبت انديش باشيم وبه خوبي ها وزيبايي ها فکر کنيم.


27- بخنديم زيرا خنده يکي از سالم ترين پاد زهرهاي فشار رواني است.


28- به موسيقي هاي آرامش بخش وملايم گوش کنيم (خصوصاَ موسيقي بدون کلام)


29- در مقابل خواسته هاي نابجاي ديگران"نه" بگوييم.


30- روي اخبار ناخوشايند تکيه نکنيم.


31- با ديگران درباره ي مشکلات ونگراني هاي خود صحبت کنيم.


32- از روش هاي آرامش بخش استفاده کنيم.(يوگا- هيپنوتيزم(


 _33
براي محافظت در برابر استرسمصرف ويتامين C ضروري است.

 

 



نوشته شده توسط سعید در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:56

لينک ثابت ||

مرگ ع +ش+ ق=عشق

 

**** 

 

 

                 میرسدروزی که بی من زندگی ازسرکنی

 

 

 

 

 

    میرسدروزی که مرگ  عشق راباورکنی  

 

 

 

                                                         

    میرسدروزی که تنهادرکنارعکس من  

 

 

 

 

                         یادهاوخاطرات رفته راازبرکنی

 

 

 



نوشته شده توسط سعید در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 1:18

لينک ثابت ||

سلامممممممممممممممممممممممممم

 

 

اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟

 

 

رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم؟

 

 

اجازه هست مردم شهر قصه ي ما رو بدونن؟

 

 

اسم منو عشق تو رو توي كتابا بخونن؟

 

 

اجازه هست كه قلبمو برات چراغوني كنم؟

 

 

پيش نگاه عاشقت چشمامو قوربوني كنم؟

 

 

اجازه مي دي تا ابد سر بذارم رو شونه هات ؟

 

 

      

              روزي هزار و صد دفعه بگم كه مي مرم برات؟

 

 



نوشته شده توسط سعید در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 22:27

لينک ثابت ||

تولد،رمضان

 

 

  سلام بچها(بزرگا.چراناراحت میشین):

 

              امروزتولد۱سالگی وبلاگمه

 

  داشتم فکرمیکردم که چه زودی۱سال گذشت حالاچه خوب چه بد

 

  اماخدایی واسه من خوب بود(چرا؟):چرانداره خوب خوب بود دیگه

 

  ای باباگیردادین باشه می گم:هههههههم خوب من تواین یه سال که

 

  وبلاگوراه اندازی کردم دوستای زیادی(گلُ)پیداکردم دیگه اینکه

 

  خیلیهاروشناختم (زمان زات آدمارولو میده)خوب اینم یه نوعشه

 

  چیه رفتی توفکربابا با تونبودم چرا ناراحت میشی؟!

 

  اماجداً سال سگ(امسال)واقعاً خوبه تاحالاش که خوب بوده

 

  راستی تولدوبلاگم بارمضان افتاده اینم به فال نیک میگیرم

 

  تواین ماه واسه خودتون دعاکنین بعدشم یه کوچولوواسه من

 

  دعا کنین.................

 

  اینم آخرش:

 

      آبي تر از آنيم که بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم که با سنگ 

 

      بميريم تقصير کسي نيست که اينگونه غريبيم ‏شايد که خدا      

 

                          خواست که دلتنگ بميريم

 

                                                           سعید.

 



نوشته شده توسط سعید در یکشنبه دوم مهر 1385 و ساعت 14:14

لينک ثابت ||

اینم بعده یه مدت طولانی شرمندم

 

واسه منی که دلتنگم از زندگی دلگیرم


بهتره سفر کردن وگرنه اینجا میمیرم

در گذر از هر گذری


خبر نبود از خبری


نه زنده بود زندگی


نه مرگ را بود اثری


نه ارزش گلایه ای


نه فرصتی به چاره ای


چه میتوان دوا نمود به قلب پاره پاره ای

از هیچ راه افتادم دلو به جاده ها دادم


از یاده همه رفته سردرگم و آشفته


نه در گذرگاه کسی


نه جنبش خار و خسی


نه پر زدن در قفسی


نه منتظر همنفسی


گفتم از چه میترسی


آخرش یه راهی هست


آخرش مگه رنگی


بدتر از سیاهی هست


بدتر از سیاهی هست



سهم دل ما این بود آلوده و بیهوده تا بوده همین بوده



نه روسفید پیش یار


نه سرفراز در دیار


ببین چگونه گم شد این


سواره عشق در غبار



راه افتادم و هی رفتم شاید دلم کمی واشه


به عشق ایکه یه جور امروز زود بگذره فردا شه


به امیدی که تا فردا نور امیدی پیدا شه

 

 



نوشته شده توسط سعید در یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت 15:56

لينک ثابت ||

چه کارهایی نکن!!!!

 

 

شش سال اوّل زندگی:
گريه نکن
شيطونی نکن
دست تو دماغت نکن
تو شلوارت پی‌پی نکن
مامانت رو اذيّت نکن
روی ديوار نقاشی نکن
انگشتت رو تو پريز برق نکن
دمپايی بابا رو پات نکن
به خورشيد نگاه نکن
شبها تو جات جيش نکن
تو کمد مامان فضولی نکن
با اون پسر بی‌تربيته بازی نکن
اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

 

دوره ي دبستان:
موقع رفتن به مدرسه دير نکن
پات رو تو جاميزی نکن
ورقهای دفترت رو پاره نکن
مدادت رو تو دهنت نکن
به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
تخته پاک‌کن رو خيس نکن
حياط مدرسه رو کثيف نکن
با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن
دست تو کيف بغل دستيت نکن
تخته‌سياه رو خط‌خطی نکن
گچ رو پرت نکن
تو راهرو سرو صدا نکن
تو کلاس پچ‌پچ نکن
• ATARI
بازی نکن

 

دوره ي راهنمايی:
ترقّه بازی نکن
• SEGA بازی نکن
جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن
موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
تو کوچه فوتبال بازی نکن
دست تو جيبت نکن
با مامانت کل‌کل نکن
تو کلاس صحبت نکن
بعد از ظهر سروصدا نکن
با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
اتاقت رو شلوغ نکن
روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن
عکس لختی تماشا نکن
با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
جرّ و بحث نکن

 

دوره ي دبيرستان:
با کامپيوتر بازی نکن
تو حموم معطّل نکن
تقلّب نکن
با دوستات موتورسواری نکن
عصرها دير نکن
با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
با بابات دعوا نکن
تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
تو خيابون دنبال دخترها نکن
مردم‌آزاری نکن
نصف شب سرو صدا نکن
فيلم بد نگاه نکن
وقتت رو با مجله تلف نکن
چشم‌چرونی نکن

 

 

دوره ي دانشگاه:
رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
• ۲۴
ساعته چت نکن
سر کلاس درس غيبت نکن
با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
خيابون‌ها رو متر نکن
تو سياست دخالت نکن
با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
شب برای شام دير نکن
با مأمور پليس کل‌کل نکن
چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
موبايلت رو Reject نکن
استادت رو اُسگل نکن
حذف پزشکی نکن
آستين کوتاه تنت نکن
همه رو دودره نکن

 

 

دوره ي سربازی:
موهات رو بلند نکن
روت رو زياد نکن
از اوامر سرپيچی نکن
فرار نکن
با اسلحه شوخی نکن
غيبت نکن
به آينده فکر نکن
درگيری ايجاد نکن
به فرمانده بی‌احترامی نکن
غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
اعتراض نکن
با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن
از تلف شدن وقتت ناله نکن
از آشپزخونه دزدی نکن

 

 

دوره ي شوهر بودن:
با زنت شوخی نکن
زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن
به زنت خيانت نکن
با دوستانت الواتی نکن
تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
به زنهای ديگه نگاه نکن
موبايلت رو قايم نکن
از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
پولت رو خرج دوستات نکن
رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
ريسک نکن
بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن

 

 

دوره ي پدر بودن:
بچّه رو تنبيه نکن
به بچّه بی‌توجّهی نکن
بچّه‌ت رو با بچّه‌های ديگه مقايسه نکن
به بچّه توهين نکن
بچّه رو از بازی منع نکن
بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشويق نکن
با بچّه کل‌کل نکن
بچّه رو محدود نکن
بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن
آزادی بچّه رو محدود نکن
به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن
جلوی بچّه با مادر بچّه ... نکن

 

 

دوره ي پيری:
برای بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن
نوه‌هات رو لوس نکن
با پيرزن‌های ديگه معاشرت نکن
به خاطراتت فکر نکن
پولت رو خرج نکن
هوس جوونی نکن
غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
با زنت بی‌وفايی نکن
از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتی نکن
لباس شاد تنت نکن
به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
از گذشته ناله نکن
به هر کی رسيدی، نصيحت نکن
به آينده فکر نکن

 

 

 

دوره ي پس از مرگ !

حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن...
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن



نوشته شده توسط سعید در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 21:0

لينک ثابت ||

انتظار....

 

 

 

سالها به انتظار ایستادم 0000 نیامدی!

 


 خواندمت با عشق .... نخواستی!

 


با یادت زندگی کردم0000 درک نکردی!

 


تکرار کناننامت را در ذهنم  می خواندم0000 نپذیرفتی!

 



گذشت ......................
 


آمدی00000 منتظر نبودم!!!

 


خواستی.....عشقی نداشتم!!!

 


درک کردی...دیگر یادی از تو نمانده بود!!!

 


پذیرفتی...نامت را دیگر لحظه ای نخواندم!!!!!

 



نوشته شده توسط سعید در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 و ساعت 22:1

لينک ثابت ||

شعله شکسته...

 

 

یه شعلۀ شکسته یه شمع روبه بادم

 

 

خسته ازاین زمونه فریادگریه دارم

 

 

شُده فضای سینه سیه چوروزگارم

 

 

ازهمه دل بریدم دل به کسی ندادم

 

 

عاشق شدم به چشمات دادم دلوبه رویات

 

 

رفتیُ پاگذاشتی به سادگی به حرفات

 

 

بایادتوهمیشه عمرم تموم نمی شه

 

 

تموم زندگیموبه چشمای تودادم

 

 

عمری به پات نشستم دل به کسی ندادم

 

 

منتظرم که روزی توباشی درکنارم

 

 



نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه دوم فروردین 1385 و ساعت 4:47

لينک ثابت ||

اعتیاد؟

 

 

تریاک

 

 

 

 

از شادی تا مرگ

 



امروزه اعتیاد مشکل بزرگ جوامع است و خساراتی

 

 

 که این معضل یا بلای خانمانسوز به جا می

 

 

 گذارد بسیار زیانبار است زیرا نیروی جوان

 

 

 جامعه را از چرخه تولید خارج می کند.اعتیاد

 

 

وابستگی جسمی یا روانی به چیزی است

 

 

اعتیاد می تواند به مواد شیمیایی یا مواردی مانند اینترنت باشد

 

 

اعتیاد به ترکیبات شیمیایی رایجترین نوع

 

 

 موجود است و موادی که به طور معمول به کار

 

 

 می روند شامل دارو های مسکن و خواب اور,

 

 

 محرکهای مغزی ,مواد استنشاقی, الکل ,مواد افیونی و یا حشیش هستند.

 


دارو های مسکن و خواب اور شامل گروه داروهای بنزودیازپین هستند این

 

 

 ترکیبات باعث اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی خواب الودگی

 

 

و اختلال درک است .از علائم ان پوست سرد و

 

 

 نمناک است و عوارض ان ناراحتی های کبدی و گوارشی و

 

 

 در نهایت در اثر مصرف زیاد مرگ را به دنبال دارد.

 

 

گروه دیگری از مواد اعتیاد اور که ممکن است کمتر

 

 

 جلب توجه کند مواد استنشاقی است مانند

 

 

 چسب موکت, تینر, بنزین, گاز فندک اتر و مایع

 

 

 

 خشک شویی است. پس از مصرف این مواد

 

 

 

فرد دچار نشئگی , سردرد, تهوع, پرخاشگری

 

 

 

, اختلال تکلم و افزایش تعداد ضربا نهای قلب

 

 

 

است.این گونه مواد باعث از بین رفتن سلولهای مغزی ,

 

 

 

 کاهش بهره هوشی و اسیبهای جدی به کبد و کلیه و عضلات و ریه

 

 

 

 می شود.اما از انجایی که این مواد مستقیم اثر بر مغز دارد احتمال

 

 

 کم خونی و سکته بسیار زیاد است.

 

 

 

ترکیبات دیگر مواد الکلی مانند انواع مشروبات الکلی

 

 

 

 هستند که سبب به هم خوردن تعادل و

 

 

کندی پاسخ میشود و از علائم ان استشمام بوی الکل ,

 

 

 سیگار کشیدن زیاد و استفراغ است.

 

 

 در چنین افرادی خطر ابتلا به سرطان سر و گردن و اسیب کبد بسیار بالاست.

 

 

مشهورترین گروه مواد اعتیاد اور مواد افیونی مانند تریاک, شیره کدئین

 

 

 ,مرفین و هروئین هستند

 

.این مواد حالت نشئگی گرما و گیجی ایجاد می کنند.مشخص ترین

 

 

 علامت مصرف تنگی مردمک چشم این افراد است

 

 

 همچنین حساسیت, کاهش وزن کاهش میل جنسی و تیره شدن پوست

 

 

است و احنمال ابتلا به هپاتیت ,کزاز و ایدز در این گونه افراد بسیار

 

 

 بالاست و مرگ بیشتر در این گروه اتفاق می افتد.

 

 

 

گروه دیگر مواد اعتیاد اور کانابیس است که شامل حشیش

 

 

 

,ماری جوانا , گراس و بنگ و...است. در اینگون

 

 

 

ه افراد تمرکز از بین رفته و اشتها افزایش می یابد.از علائم مصرف ان

 

 

قرمز شدن چشم است.این مواد به سلولهای مغزی اسیب جدی

 

 

 وارد می کند و با درصد بالایی سبب سرطان ریه می شود.

 

 

 

و اما گروه جدیدی از مواد اعتیاد اور که محرکهای مغزی هستند

 

 

 

 این مواد گروها از امفتامین دیتالین و مشتقات انها هستند

 

 

 

از مشتقات این مواد می توان به3و4متیلن دی اکسی مت امفنامین

 

 

 

MDMA اشاره کرد.

 


XTC
که امروزه به نامهای اکستاسی ,اکستازی, اکس و

 

 

 

 یا قرص شادی بخش شناخته شده است

 

 

این ماده در سال 1914 در المان توسط شرکت مرک به عنوان

 

 

 

 کاهنده اشتها تولید شد اما به علت

 

 

 

عوار ض ان از رده خارج گردید .بعد از مدتی در دهه

 

 

 

70 در روان درمانی برای کمک به بیان

 

 

احساسات بیما ران به کار برده شد.با اثبات اثرات این ماده

 

 

 روی مغز حیوانات ازمایشگی مصرف ان ممنوع شد.

 


در سالهای اخیر مصرف این ماده در مهمانیهای شبانه موسوم به

 

 

 

 اکس پارتی افزایش یافته است.عامل اصلی رواج این ماده در

 

 

 ایران عدم اگاهی افراد از عوارض ناشی از این قرص

 

 

هاست به طوری که با یک بار مصرف اسیبهای مغزی شدیدی ایجاد می کند.

 

 

اکستاسی به صورت قرص های خوراکی و تزریقی وجود دارد که

 

 

 

 

 علامتهای مرسدس بنز ,میتسوبیشی , دلار و گاهی صلیب روی ان حک شده.


این ماده به راحتی قابل سنتز است به طوری که با مصرف این دار

 

 

 

و سلولهای تولید کننده سروتونین تخریب شده و ماده ای

 

 

 

 در مغز ازاد می شود که باعث افزایش خلق, تنظیم خواب,

 

 

فعالیت جنسی و حساسیت به درد است.این دارو به سلولهای تولید کننده

 

 

 دوپامین نیز اسیب می رساند.اثرات

 


این قرص 20 تا 90 دقیقه پس از مصرف ظاهر می شود و 2 تا

 

 

3 ساعت در یک حد حفظ شده و بعد افت می کند .

 


این اثرات شامل افزایش شدید خوب بودن, افزایش انرژی,

 

 

 احساس تمایل برای ارتباط با دیگران, افزایش هوشیاری و

 

 

 درک موسیقی , افزایش حس بویایی و چشایی ,احساس روشنایی و تمایل

 

 

برای در اغوش گرفتن و بوسیدن دیگران است.

 

 

به علت افزایش بیش از حد انرژی این افراد تمایل به رقصهای طولانی دارند

 

 

.دیگر اثرات ان کاهش اشتها ,تاری دید, گشاد

 

 

 شدن مردمکها است که باعث می شود در مهمانیها با وجود نور کم

 

 

مجبور به استفاده از عینکهای افتابی در شب شوند.

 


حرکات غیر طبیعی چشم ,افزایش ضربان قلب و فشار خون قفل

 

 

 شدن دندانها که برای جلوگیری از این حالت مجبور به

 

 

 مصرف ادامس هستند و تا ساعتها این حالت فک زدنهای غیر طبیعی

 

 

وجود دارد نیز از عوارض های دیگر است .

 


این اثرات 3 تا 24 ساعت باقی می ماند و بعد از ان تمایل شدی برای

 

 

 مصرف مجدد ان وجود دارد.

 


اعتیاد به این ماده روانی و ترک ان بسیار دشوار است

 

.متاسفانه میزان مصرف این ماده خطر

 

ناک در ایران در حال افزایش است.خطر مرگ با مصرف ان وجود دار

 

 

د و هیچ پادزهری تا امروز برای مسمومیت با اکس شناسایی نشده.


اعتیاد بیشترین اسیب را به جوامع می زند و چون همیشه پیشگیری راحت

 

 

 تر از درمان است بهترین راه اگاه ساختن افراد وکاهش معتادین جامعه است.

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط سعید در جمعه نوزدهم اسفند 1384 و ساعت 17:59

لينک ثابت ||

یه مطلب از دوستِ گلم

 

 

 

 

 

سلام بچه ها یکی از دوستان یه نوشته برام فرستاد گفتم بنویسم تو وبلاگ

 

امیدوارم خوشتون بیاد من که خیلی خوشم اومد خوب دیگه بریم ببینیم

 

 

    همسفر سفرت بخير تا يه دیدار دوباره



     همسفر سفرت بخیر تا رسیدن به ستاره 



   همسفر حرف ها و وعدهای ما خواب و خیاله



وقتی اسمون غربت بغضشو پیش تو وا کرد



وقتی که جاده تو رو همسفر صدا کرد



وقتی که کولبار عشقو بستی و رفتی به رویا



وقتی که اسمون من تیره و تار شد



وقتی که به انتظار دیدن دوبارت ماندم



رفتی تا نور ستاره . رو بال و پر ابرا



فهمیدم که قسمت اینه دیگه باید سر کرد



واسه دیدن چشمات . واسه دیدن روی نازت



واسه شنیدن صدات . توی خواب باید سفر کرد

 

 

                                            نوشته شده توست هستیwww.selendiya.blogfa.com



نوشته شده توسط سعید در دوشنبه بیست و ششم دی 1384 و ساعت 13:23

لينک ثابت ||

زیادبه دل نگیرید....

اين مطلب رو هم تقديم مي‌كنم به همه‌ي دانشجويان عزيز:

دوران قبل از دانشگاه : حسرت


قبول شدن در دانشگاه : صعود


كنكور: گذرگاه كاماندارا


دوران دانشجويي: سال‌هاي دور از خانه


خوابگاه دانشجويي: آپارتمان شماره13


بي نصيبان از خوابگاه: اجاره نشين ها


امتحان ميان ترم: زنگ خطر


امتحان پايان ترم: آوار

ليست نمرات دانشجويي : ديدني ها


نمره امتحان: پرنده كوچك خوشبختي


مسئولين دانشگاه: گرگ ها


استادان : اين گروه خشن


آشپزخانه : خانه عنكبوت


رستوران دانشگاه: پايگاه جهنمي


پاسخ مسئولين : شايد وقتي ديگر


دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد



دانشجوي فارغ التحصيل: ديوانه از قفس پريد


دانشجوي سال اولي: هالوي خوش شانس


دانشجوي عاشق: آواز قو


ازدواج دانشجويي: كلاه قرمزي و سروناز


دانشجوي دودره باز: پاپيون


واحد گرفتن: جدال بر سر هيچ


مدرك گرفتن: پرواز بر فراز آشيانه فاخته


پاس كردن واحدها: آرزوهاي بزرگ



مرگ استادها: جلادها هم مي‌ميرند


محوطه چمن دانشگاه: حريم مهرورزي


كمك هزينه: برباد رفته


استاد راهنما: مرد نامرئي


درخواست دانشجويان: بگذار زندگي كنم


دانشجوي دانشگاه شهيد بشتي: بينوايان


دانشكده علوم: آليس در سرزمين عجايب


برخورد استادان: زن بابا

اتاق رئيس دانشگاه: كلبه وحشت(جديدترين قسمت)


شب امتحان: امشب اشكي مي‌ريزم


تقلب در امتحان: راز بقا


يادگيري: قله قاف


دانشجوي معترض: پسر شجاع


تربيت بدني1: راكي1


تربيت بدني2 : راكي2


خاطرات استادها: اعترافات يك خلافكار

انصراف: فرار از كولاك


تصحييح ورقه امتحان: انتقام


نمره گرفتن از استاد: دوئل مرگ


شاگرد اول: مرد6 ميليون دلاري


آرزوي دانشجويان: زلزله بزرگ


هيئت علمي: سامورايي ها


رئيس دانشگاه: ديكتاتور بزرگ


رئيس دانشكده: دردسرهاي آقاي رئيس جمهور

مدير گروه: مردي كه مي‌خندد


رئيس آموزش: سيندرلا(جيغ)


برخورد مسئولين: كميسر متهم مي‌كند


از دانشگاه تا خوابگاه: از كرخه تا راين

بقيه رو هم شما بگيد.



نوشته شده توسط سعید در جمعه هجدهم آذر 1384 و ساعت 14:15

لينک ثابت ||

من همون جزیره بودم خاکی و سمیمی و گرم


واسه عشق بازی موجا قا متم یه بستر نرم


یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا


یه نگین سبز خا لس روی انگشتر دریا


تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی


غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی


زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیرو رو شد


برای داشتن عشقت همه جونم ارزو شد


تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه


ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه


اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی


اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی


رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا


من و دل اما نشیتیم چشم به راهت لب دریا


دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی


لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی


دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره


ولی حتی وقت مردن باز سراغ تو می گیره



نوشته شده توسط سعید در شنبه دوازدهم آذر 1384 و ساعت 13:31

لينک ثابت ||

نمی دونم؟

 

 

  شعر یعنی
  بهترین مرد و زن
  عشق یعنی
  وحشت تنها شدن
  وصل یعنی
  هدیه ای اهل دل
   عشق یعنی
    قایقی مانده به گل
   بوسه بوسه
   بوسه یعنی زلزله
   بوسه یعنی فاصله
   خنده خنده
   خنده یعنی حادثه
   گریه گریه
   گریه یعنی فاجعه
   عشق یعنی
   چشم خیسی پشت در
    چشم یعنی
   آلبومی از یک سفر
    راه یعنی
   شوق رفتن تا سحر
   شوق یعنی
   بازی از سر باز از سر
   آه یعنی
   حسرت یک روز خوب
   خوب یعنی
   لحظه پیش از غروب
   بغض یعنی
   آخر حسرت کشی
   آه یعنی
   فصل پروانه کشی
   حال یعنی
   زیر باران چتر باد
   جفت یعنی
   سایه یک سروناز
    بوسه بوسه
   بوسه یعنی زلزله..........

 



نوشته شده توسط سعید در شنبه دوازدهم آذر 1384 و ساعت 13:25

لينک ثابت ||

 

                                                       

 

 

    وقتی که تو دل سنگت پر از رنگ و ریاست

     وقتی که ساز صداقتت همیشه بی صداست

      وقتی یک بار نشد تو سر حرفات بمونی

       نتونستی قدر عشق بی ریا رو بدونی

       نمی تونم ، نمی خوام که با تو هم صدا بشم

       من به خاطر خودت از تو باید جدا بشم

       نمی تونم ، نمی خوام حرفاتو باور بکنم

       قصه ی دروغ احساست رو از بر بکنم

     اگه من می خوام برم امروز و تنهات بذارم

     واسه اینه که خودت رو به تماشات بذارم

 

    ولی من هرگز نخواستم که فراموشت کنم

    مثل اسمون بی ستاره خاموشت کنم 

    صدای تیک تیک ساعت میگه وقت رفتنه

     لحظه جدایی و خداحافظی رو گفتن

 



نوشته شده توسط سعید در جمعه چهارم آذر 1384 و ساعت 14:35

لينک ثابت ||



 

درباره وبلاگ

وبلاگ من
ايميل من
این سایت را خانه خود کنید
اضافه به علاقه مندی ها

مدیریت


مطالب گذشته


جستجو




خبرنامه


.:: برای دریافت کد خبرنامه اینجا کلیک کنید ::.


تالار گفتمان


.:: برای دریافت کد تابلوی گفتمان اینجا کلیک کنید ::.


طراح قالب


طراح قالب : آقاسعید
ترجمه و ویرایش قالب :
خودم

 





http://saeed2020.blogfa.com